00:00:06
اسم من آکیل است00:00:08
00:00:09
وقتی ۱۸ سالم بود خانوادم به یه شهر جدید نقل مکان کردند00:00:14
00:00:15
دور شدن از دوستام خیلی سخت بود00:00:18
00:00:19
و الآن هم مطمئن نبودم بتونم دوستای جدید پیدا کنم00:00:24
00:00:28
والدینم واقعاً شاد بودند00:00:31
00:00:31
نمیخواستم با گفتن حس واقعی خودم باعث ناراحتی اونها بشم00:00:38
00:00:40
مدرسهٔ جدیدم هم خیلی بهتر نبود00:00:43
00:00:49
تا وقتی کامرون رو ملاقات کردم00:00:51
00:00:53
او به نظر پسر خوب و باحالی بود00:00:55
00:01:00
خیلی زود دوستای او دوستای من هم شدند00:01:03
00:01:06
چیزی که داوود عقیده داشت درست بود
او واقعاً با نگهداشتن معاشراش این رو ثابت کرد 00:01:12
00:01:13
ما در مورد یکی ازنزدیکترین دوستیهایی که تو کتاب مقدس آمده،
یعنی دوستی داوود و یوناتان فکر میکنیم 00:01:18
00:01:19
چیزی که داوود و یوناتان به اشتراک داشتن چی بود؟
سن و سالشون نبود00:01:23
00:01:24
آکیل، تو جلسه پیامک میفرستادی!00:01:27
00:01:27
نباید اون پیامک رو میفرستادم
متأسفم00:01:31
00:01:32
اما کامرون پسر خوبیه
حتی شاید یه روز مطالعه کنه00:01:36
00:01:37
میفهمم آکیل، ولی همهٔ ما باید مواظب باشیم چقدر از وقتمون رو با
افرادی صرف میکنیم که یَهُوَه رو دوست ندارند 00:01:44
00:01:45
یادته امثال باب ۱۳ آیهٔ ۲۰ میگه که با حکیمان معاشرت کنیم
چرا دوستای خودت رو از بین کسانی که یَهُوَه رو دوست دارند پیدا نمیکنی؟00:01:53
00:01:53
با اینکار میتونی دوستهایی داشته باشی برای همیشه00:01:56
00:01:57
چطور میتونم اینکار رو انجام بدهم، تو جماعت هیچکی همسن من نیست00:02:01
00:02:01
آکیل، دوستهای خوب میتونند جایی باشند که فکرش رو نمیکنیم00:02:05
00:02:05
مامان، دوستهای خوبی داشتم
اما جای قبلیمون00:02:10
00:02:15
اون شب همهمون احساس بدی داشتیم00:02:18
00:02:27
روز بعد کامرون یه عکس از مهمونی خودشو رو اینترنت گذاشت 00:02:32
00:02:33
والدینم درست میگفتند00:02:36
00:02:39
دوستیمو با کامرون و دوستاش قطع کردم00:02:41
00:02:42
اما هنوز حس سردرگمی داشتم00:02:46
00:02:49
خوبی آکیل؟ برنامهای برای موعظهٔ روز شنبه داری؟ 00:02:52
00:02:53
اووم، نه!00:02:54
00:02:55
خوبه، حالا داری
ساعت نه و نیم توی جلسه میبینمت 00:02:58
00:03:18
مَکس بعد از موعظه گروه رو به خونهاش دعوت کرد00:03:21
00:03:26
تو اینها رو گرفتی؟00:03:27
00:03:28
دوسشون داری؟00:03:28
00:03:28
آره00:03:29
00:03:30
خانم من همیشه اهل عکس گرفتن بود
او عاشق عکاسی بود00:03:34
00:03:34
توی یه سالگرد ازدواج رفت و برام یه دوربین خرید
و از اون لحظه به بعد من هم عاشق عکاسی شدم00:03:41
00:03:42
وقت خیلی زود میگذره
باورش سخته که الآن دوازده ساله فوت کرده00:03:47
00:03:48
متأسّفم00:03:49
00:03:49
ممنونم00:03:50
00:03:51
هنوزم عکس میگیری؟00:03:52
00:03:53
البته00:03:54
00:03:54
واقعاً از عکاسی لذت میبرم00:03:57
00:03:57
عکاسی فرصت خوبی میده تا به آفرینش یَهُوَه نزدیک باشم 00:04:01
00:04:02
یادم میآره که حقیقتاً هیچوقت تنها نیستم00:04:05
00:04:10
دوستیهای خوب میتونند از جایی که توقع نداری
و سنّی که توقع نداری شروع بشوند00:04:17
00:04:18
هر چی بیشتر با مَکس وقت صرف کردم، درک کردم که
دوستیمون مثل داوود و یوناتانه00:04:24
00:04:26
دوستی اونها بر اساس سن و سال نبود، بلکه بر اساس
محبتشون برای یَهُوَه بود00:04:31
00:04:32
اونها به هم کمک کردند00:04:34
00:04:40
من با کمک مَکس تونستم یه برنامهٔ خوب و منظم روحانی رو حفظ کنم 00:04:46
00:04:47
هر چند ما همسن نبودیم اما مَکس بهترین دوست من شد 00:04:51
00:04:52
فقط باید دقّت میکردم و این دوستی رو شروع میکردم 00:04:57
پیدا کردن دوست جدید در جایی که انتظار ندارید
-
پیدا کردن دوست جدید در جایی که انتظار ندارید
اسم من آکیل است
وقتی ۱۸ سالم بود خانوادم به یه شهر جدید نقل مکان کردند
دور شدن از دوستام خیلی سخت بود
و الآن هم مطمئن نبودم بتونم دوستای جدید پیدا کنم
والدینم واقعاً شاد بودند
نمیخواستم با گفتن حس واقعی خودم باعث ناراحتی اونها بشم
مدرسهٔ جدیدم هم خیلی بهتر نبود
تا وقتی کامرون رو ملاقات کردم
او به نظر پسر خوب و باحالی بود
خیلی زود دوستای او دوستای من هم شدند
چیزی که داوود عقیده داشت درست بود
او واقعاً با نگهداشتن معاشراش این رو ثابت کرد
ما در مورد یکی ازنزدیکترین دوستیهایی که تو کتاب مقدس آمده،
یعنی دوستی داوود و یوناتان فکر میکنیم
چیزی که داوود و یوناتان به اشتراک داشتن چی بود؟
سن و سالشون نبود
آکیل، تو جلسه پیامک میفرستادی!
نباید اون پیامک رو میفرستادم
متأسفم
اما کامرون پسر خوبیه
حتی شاید یه روز مطالعه کنه
میفهمم آکیل، ولی همهٔ ما باید مواظب باشیم چقدر از وقتمون رو با
افرادی صرف میکنیم که یَهُوَه رو دوست ندارند
یادته امثال باب ۱۳ آیهٔ ۲۰ میگه که با حکیمان معاشرت کنیم
چرا دوستای خودت رو از بین کسانی که یَهُوَه رو دوست دارند پیدا نمیکنی؟
با اینکار میتونی دوستهایی داشته باشی برای همیشه
چطور میتونم اینکار رو انجام بدهم، تو جماعت هیچکی همسن من نیست
آکیل، دوستهای خوب میتونند جایی باشند که فکرش رو نمیکنیم
مامان، دوستهای خوبی داشتم
اما جای قبلیمون
اون شب همهمون احساس بدی داشتیم
روز بعد کامرون یه عکس از مهمونی خودشو رو اینترنت گذاشت
والدینم درست میگفتند
دوستیمو با کامرون و دوستاش قطع کردم
اما هنوز حس سردرگمی داشتم
خوبی آکیل؟ برنامهای برای موعظهٔ روز شنبه داری؟
اووم، نه!
خوبه، حالا داری
ساعت نه و نیم توی جلسه میبینمت
مَکس بعد از موعظه گروه رو به خونهاش دعوت کرد
تو اینها رو گرفتی؟
دوسشون داری؟
آره
خانم من همیشه اهل عکس گرفتن بود
او عاشق عکاسی بود
توی یه سالگرد ازدواج رفت و برام یه دوربین خرید
و از اون لحظه به بعد من هم عاشق عکاسی شدم
وقت خیلی زود میگذره
باورش سخته که الآن دوازده ساله فوت کرده
متأسّفم
ممنونم
هنوزم عکس میگیری؟
البته
واقعاً از عکاسی لذت میبرم
عکاسی فرصت خوبی میده تا به آفرینش یَهُوَه نزدیک باشم
یادم میآره که حقیقتاً هیچوقت تنها نیستم
دوستیهای خوب میتونند از جایی که توقع نداری
و سنّی که توقع نداری شروع بشوند
هر چی بیشتر با مَکس وقت صرف کردم، درک کردم که
دوستیمون مثل داوود و یوناتانه
دوستی اونها بر اساس سن و سال نبود، بلکه بر اساس
محبتشون برای یَهُوَه بود
اونها به هم کمک کردند
من با کمک مَکس تونستم یه برنامهٔ خوب و منظم روحانی رو حفظ کنم
هر چند ما همسن نبودیم اما مَکس بهترین دوست من شد
فقط باید دقّت میکردم و این دوستی رو شروع میکردم
-