00:00:06
اسم من کیاراست و این شوهرم شان است00:00:09
00:00:17
پسرمون آکیل اخیراً به جایی که به مبشر بیشتری نیاز بود
نقل مکان کرد00:00:23
00:00:24
تازه میفهمم وقتی با ما بود، چقدر ما رو میخندوند
دلم برای اون روزها تنگ شده00:00:31
00:00:34
خونمون خیلی سوت و کور شده بود00:00:36
00:00:37
و از اون مهمتر میتونستم ببینم که من و شوهرم داریم نسبت به هم سرد میشیم00:00:42
00:00:59
سعی کردم باهاش حرف بزنم ولی نتیجهای نداد00:01:04
00:01:23
از وقتی که آکیل رفته رابطهٔ من و کیارا مثل قبل نیست 00:01:28
00:02:14
خیلی جدّی شده00:02:16
00:02:17
کاش یه کم شادتر میشد و بیشتر میخندید00:02:20
00:02:21
درست مثل وقتی که هنوز آکیل اینجا بود 00:02:24
00:02:25
قبول کردنش برام سخته00:02:27
00:02:28
ولی واقعیت اینه که داریم نسبت به هم سرد میشیم00:02:32
00:02:35
حتّی آکیل هم متوجّه شده00:02:38
00:02:39
میتونم یه سؤال از هر دوتون بپرسم؟
همه چی خوبه؟ چون به نظر نمیآد خوب باشین00:02:47
00:02:47
آره، معلومه که خوبیم00:02:49
00:02:49
درسته عزیزم؟00:02:50
00:02:50
آره پسرم، آره، نگران نباش00:02:52
00:02:58
واضح بود که داریم خودمون رو گول میزنیم00:03:00
00:03:05
برای اولین بار هر دومون صادقانه به هم گفتیم که
چه احساسی نسبت به رابطهٔ سردمون داریم00:03:12
00:03:14
خیلی خوب میدونستیم که باید سریع دست به کار بشیم
قبل از اینکه ازدواجمون از هم بپاشه00:03:21
00:03:27
با همدیگه رومیان باب ۱۲ آیهٔ ۱۰ رو خوندیم که میگه:00:03:31
00:03:37
ما به ابراهیم و سارا فکر کردیم00:03:39
00:03:40
اونها ناکامل بودند ولی سخت تلاش کردند به همدیگه حرمت بگذارند
این کار رو با گوش دادن و محبت کردن انجام دادند 00:03:49
00:03:58
من به کیارا صادقانه گفتم که باید شوهر بهتری بشم و
میخوام که شوهر بهتری باشم چون خیلی دوسش دارم 00:04:07
00:04:09
به شان گفتم بیا هر دومون تلاش کنیم بهتر بشیم00:04:13
00:04:17
و همینکار رو کردیم00:04:19
00:05:02
چند ماه بعد با هم پیشگامی رو شروع کردیم00:05:05
00:05:07
الآن خیلی حرف داریم برای گفتن00:05:10
00:05:11
دارم چیزهایی در کیارا میبینم که قبلاً ندیده بودم00:05:14
00:05:16
مثل ازدواج ابراهیم با سارا، ازدواجمون کامل نیست
اختلاف بین زن و شوهر پیش میآد00:05:24
00:05:24
اما وقتی سخت تلاش کردیم که اصول کتاب مقدس رو به کار بگیریم
تونستیم رو مشکلاتمون غلبه کنیم00:05:32
00:05:33
و این باعث شد به هم خیلی نزدیکتر بشیم00:05:37
تقویت کردن پیوند ازدواج
-
تقویت کردن پیوند ازدواج
اسم من کیاراست و این شوهرم شان است
پسرمون آکیل اخیراً به جایی که به مبشر بیشتری نیاز بود
نقل مکان کرد
تازه میفهمم وقتی با ما بود، چقدر ما رو میخندوند
دلم برای اون روزها تنگ شده
خونمون خیلی سوت و کور شده بود
و از اون مهمتر میتونستم ببینم که من و شوهرم داریم نسبت به هم سرد میشیم
سعی کردم باهاش حرف بزنم ولی نتیجهای نداد
از وقتی که آکیل رفته رابطهٔ<i> من و کیارا مثل قبل نیست </i>
خیلی جدّی شده
کاش یه کم شادتر میشد و بیشتر میخندید
درست مثل وقتی که هنوز آکیل اینجا بود
قبول کردنش برام سخته
ولی واقعیت اینه که داریم نسبت به هم سرد میشیم
حتّی آکیل هم متوجّه شده
میتونم یه سؤال از هر دوتون بپرسم؟
همه چی خوبه؟ چون به نظر نمیآد خوب باشین
آره، معلومه که خوبیم
درسته عزیزم؟
آره پسرم، آره، نگران نباش
واضح بود که داریم خودمون رو گول میزنیم
برای اولین بار هر دومون صادقانه به هم گفتیم که
چه احساسی نسبت به رابطهٔ سردمون داریم
خیلی خوب میدونستیم که باید سریع دست به کار بشیم
قبل از اینکه ازدواجمون از هم بپاشه
با همدیگه رومیان باب ۱۲ آیهٔ ۱۰ رو خوندیم که میگه:
ما به ابراهیم و سارا فکر کردیم
اونها ناکامل بودند ولی سخت تلاش کردند به همدیگه حرمت بگذارند
این کار رو با گوش دادن و محبت کردن انجام دادند
من به کیارا صادقانه گفتم که باید شوهر بهتری بشم و
میخوام که شوهر بهتری باشم چون خیلی دوسش دارم
به شان گفتم بیا هر دومون تلاش کنیم بهتر بشیم
و همینکار رو کردیم
چند ماه بعد با هم پیشگامی رو شروع کردیم
الآن خیلی حرف داریم برای گفتن
دارم چیزهایی در کیارا میبینم که قبلاً ندیده بودم
مثل ازدواج ابراهیم با سارا، ازدواجمون کامل نیست
اختلاف بین زن و شوهر پیش میآد
اما وقتی سخت تلاش کردیم که اصول کتاب مقدس رو به کار بگیریم
تونستیم رو مشکلاتمون غلبه کنیم
و این باعث شد به هم خیلی نزدیکتر بشیم
-